در منافع مدیریت هژمونیک کروناهراس

گرچه کمتر کسی هست که از پدیدهء کرونا نگران نباشد و آنرا ناخوشایند نداند، اما در هژمونی کرونا و مدیریت این موجود نادیده منافعی است که باز هم کمتر کسی هست که به آنها اشاره نموده باشد.

به مواردی چند به اختصار اشاره نماییم:
  یکم:

     اهمیت دادن به پاکی و تمیزی و توجه به بهداشت فردی و اجتماعی از سوی همگان (گرچه از بیم جان) چنان رسم و روشی نوین شده است که حتی قاطبۀ افراد لاابالی و لاقید نیز به این پروتکل پیوسته اند. هیچ نیروی سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی ای  غیر از کرونا نمی توانست این بهداشت و پاکورزی را اِعمال و پیاده سازی کند.

    دوم:

پرهیز و جلوگیری از سفرهای بیهوده و هزینه های دیگر که ناشی از سفرها و گردشهای بیهوده است، و ترافیک بی حاصل را بر شهر و جاده تحمیل میکرد، و جان بسیاری را در تصادفها می گرفت و زیانهای جانی و جسمی و مالی ببار می آورد، رفع این زیانها از اثرات مثبت وحشت از کرونا بود.
   سوم:

  تعطیل کردن تجمع های بیهوده و تشریفات هزینه دار، در مجالسی همچون مراسم عروسی و عزا که بارهای سنگینی بر این مجالس تحمیل میکرد، از دیگر آثار مدیریت کرونانگر بود.

    خرجهای بیهوده و بزک ها و تزیین های اضافه در مجالس ترحیم که ربطی به ترحیم و آمرزش طلبی برای متوفی  نداشت و غمی هم از دل بازماندگان نمی زدود و تنها صحنه از تبلیغات و تکلفات و بازاریابی و خودنمایی بود که اینک بساطش برچیده است.
  چهارم:
 نشان دادن کارها و مشاغل مفید و ضروری با خواباندن آن همه شغل کاذب و هیاهوی بازار و دلالی و بنجل فروشی و ... اینک مشخص شده شغلهای واقعی که زندگی مردم را سر و سامان می دهد کدام است و کاسبی های کاذب که بازار را بیهوده شلوغ می کند و گویی بازارهای برای تولیدات چینی هستند، بیشتر عارضهء ای برای بازار ایران است.
 پنجم:
 تعطیلی خودآراییهای دختران در خیابانها که عروس های بی حجله بودند و خودآرایی و خیابانگردی آنها که شادی بحال آنها داشت که برای جامعه  اکنون بجای لبهای اراسته دهانبند زده و برای کارتهای ضروری بیرون می آیند که غیر از کرونا کسی نمی توانست آنها را به این حجاب بهداشتی وادار کند! و از پرسه های بیهوده بازشان دارد، البته اینها تا پایدار مدیریت هژمونیک کرونا برقرار است و تا زمانی که ترس از مرگ و بیماری برسر آنها باشد
 .
ششم:
حذف مراجعات  بیهوده به پزشک و اورژانس، که حالا روشن میشود که چقدر وقت و هزینه بیجا در ویزیتهای غیرلازم تلف میشد.
   اهالی اورژانس ها الآن سرشان آسوده شده است.

و نیز شاید موارد دیگر ...

تپهٔ چُغا در بروجرد لرستان، گرین کوچک.

تپه یا کوهک چُغا در بروجرد لرستان یک کوه کوچک یا کوهکی در غرب شهر قدیمی بروجرد و چسبیده به بافت جدید شهر است که دهه های پیشین با شهر فاصله داشته است. 
  این کوه خیلی کوچک که گویی چون برّه ای از گله جا مانده، قطعه ای کنده شده از کوههای گرین است، جذابیّت آن
در این است که از کنار دشت سیلاخور سر برآورده و چسبیده به شهر و آپارتمانهای شهر است. یعنی کوهی در دشت و شهر!


    چغا، این کوهک زیبا که اینک بسیار شهرزده شده است، یک نمونهٔ کوچک از طبیعت کوههای گرین است. البته بسیاری از گیاهان گرین را ندارد و شاید گونه هایی را داشته و از بین رفته است. همانطور که امروزه نیز برخی از گونه های گیاهی این کوهک کنار شهر بروجرد، در معرض نابودی است و نیاز به توجّه جدّی مسئولان و دوستداران طبیعت و بویژه شهروندان بروجرد دارد.
   وجود برخی گونه های گیاهی و درختچه ها در روی این کوه کوچک جالب توّجه است. بوته هایی از درختهای انجیر وحشی بر روی صخره چغا، که از مفیدترین درختچه های زاگرس است، کوهنوردان را یاد انجیرهای وحشی و غنی کوه گرین می اندازد. انجیرهایی که اول فصل پاییز بعد از عسل کوهی که امروزه دیگر نایاب شده، بهترین سوغات کوهنوردی پاییزی است.

 برخی گیاهان دارویی نیز بر این تپه میروید. اما این روزها گیاه دارویی پشمک (یا کُلکِنه یا مرزنگوش یا چای کوهی ) که در برخی جاهای تپه ی چغا می روید نیز، در معرض خطر نابودی است.
     بته های پشمکی که در پهنهٔ شرقی میروید عمدتا زیرپای گردشگرهای شهری نادانسته پایمال میشوند و در دامنه غربی اما که بخاطر شیب تند کمتر کسی از آن میگذرد اما سیل و فرسایش یا خشکسالی و بی‌آبی  برای این گیاهان خطرناک است.
     سطح زیادی از این کوهک را شهرداری و دیگر اداره‌ها تبدیل به پارک و ساختمان کرده اند و بحای حفاظت و توسعهٔ پوشش گیاهی طبیعی و تکثیر آن درخت های سرو و کاج کاشته اند.
    از طرفی امروزه با رویکرد دوباره مردم به گیاهان دارویی و خوراکی، برخی برای استفاده از این گیاهان، بدون دانستن و بکاربردن روش صحیح در بهره برداری از این گیاهان، ریشه های این گیاهان را از بین میبرند. همچنان که این سالها لطمه های زیادی به آویشن و موسیر و کنگر و ... کوه گرین و کوه های سره بند زده اند.
 افراد سودجو و نابلد آگاهی ندارند یا اهمیت نمی دهند که از هر گیاهی چه قسمتی مفید و ثمر آن است تا همان را بردارند و همه گیاه را برندارند و همه ی دانه های را نجینند و بوته را ریشه کن نکنند و اگر احیانا عسل کوهی پیدا میکنند بمقدار کافی عسل برای زنبورها باقی بگذارند و زنبورها را نکشند.
    بنابراین مسئولان محیط زیست و شورای شهر و روستا و دهیارها بایستی برداشت این گیاهان را محدود و مشروط به حفظ بقای گونه های گیاهی کنند.
   هنوز بزرگان ما که گله های فراوان بز و میش های کوهی را با چشم خود می‌دیدند، در قید حیات هستند. و البته به سبب از دست رفتن آن طبیعت فکری که پر از گونه های حیوان و گیاه و درختچه بود حسرتها در دل و افسوس ها بر زبان دارند.

اینک ماییم که باید پاسدار طبیعیت باشیم و طبیعت را طبیعی و وحشی بگزاریم و به بهانهٔ گسترش تمدّن، آن را تخریب نکنیم و متمدّنانه و با فرهنگ طبیعت‌دوستی در آن وارد شویم!