هویت اینترنت به جهانی بودن آن است.

    از سالها پیش و این روزهای بیشتر، سخن از اینترنت ملی یا شبکه ملی اطلاعات  میشود البته اصطلاحی بنام " اینترنت ملی " نامگذاری نادرست  و اشتباهی است. چرا که اینترنت بمعنی " شبکه جهانی اطلاعات " است و هویت این شبکه به جهانی بودن آن است و کارکرد آن این است که هر کاربر در هر نقطه از جهان بتواند اطلاعات یا دیتا را به صورت متن و عکس و فیلم و... از جاهای مختلف جهان تا جای ممکن دریافت کند و همینگونه اطلاعات را بهر جای ممکن ارسال دارد.
     بنابراین داشتن اینترنت بعنی توانا بودن بر دادوستد اطلاعات در سطح جهان است و محدود کردن چنین توانایی برای دادوستد اطلاعات در سطح یک کشور دیگر نامش اینترنت نیست بلکه به طور مسامحه ای و البته کمی نامانوس میتوان آنرا یک شبکهء اینترانت بسیار بزرگ در سطح یک کشور دانست و نامگذاری کرد اما نام و کارکردش دیگر اینترنت نیست.
     البته اینکه ما یک شبکهء ملی اطلاعات و دیتا در سطح کشور داشته باشیم و این شبکه رسایی و توانایی کافی را برای پاسخگویی نیازهای دیتایی کشور داشته باشد یک حسن است. اما قطع اینترنت چیزی نیست که ما را تنها از تاثیرپذیری از جهان خارج و زیانباری از جانب دشمنان و بدخواهان نگهدارد بلکه در کنار جلوگیری از زیان از سودآوری و بهره‌برداری ما از اینترنت  نیز جلوگیری  میکند.
    کسانی در کشور هستند که از آغاز نگاهشان به اینترنت، بیشتر به زیانباری این فناوری بوده است و گمان می کنند مردم ما بیشتر در برابر اینترنت منفعل و اثرپذیر هستند و به این توجه ندارند که ما اینترنت را همانند فناوریهای دیگر به استخدام خود در می آوریم و به کمک آن بر جهان اطراف خود تاثیر می‌گذاریم و در رقابتهای سیاسی فرهنگی اقتصادی و توان افزایی ملی با دیگر کشورها، چه همسایگان و چه بیگانگان وارد هماوردی  میشویم و قطع اینترنت گرچه ممکن است از زیان اندکی جلوگیری کند اما جلوگیر منافع بسیاری هم خواهد شد. و بلکه به پیش افتادن رقیبان و دشمنان ما از ما نیز کمک میکند.
      اینترنت علاوه بر منافع گوناگون ملی که برای ما دارد، از نظر بین المللی به اتحاد و همبستگی های مذهبی و دینی ما با ملتهای مسلمان دیگر، که بسا در اقلیت و تحت فشار باشند کمک میکند (مثل فشارهای امسالِ دولت هند بر مردم جامو و کشمیر) و از نظر فرهنگی اینترنت میتواند به عنوان وسیله‌ای برای ارتباط فرهنگی و زبانی با هم زبانهای مان در کشورهای اطراف بکار رود.
      زمانی بیم آن میرفت که در میان تحریم های ستمگرانه ای که دولتهای سلطه جوی آمریکا بر ملت ایران تحمیل می کنند، مبادا اینترنت را قطع کنند و این ابزار را از ما بگیرند! حال با همهء بهرمندی هایی که در این فناوری هست چگونه است بعضی سخن از قطع کردن اینترنت را پیش میکشند؟
     البته ما باور نمیکنیم مقاماتی که در این حیطه دست در کار دارند چنین تصمیمی بگیرند. 

کار شهرام ناظری در همدری با کردان سوری و لغو کنسرت  در قونیهء ترکیه افتخارآمیز بود.

      استاد بزرگ موسیقی ایران شهرام ناظری کاری ستودنی انجام داد که در همدردی

 وهمبستگی با کردهای سوری که اخیرا ارتش ترکیه به سرزمینشان لشکرکشی کرد، کنسرت خود را برای پاسداشت مولانا در قونیه ترکیه لغو نمود.

     به ایشان پیشنهاد شده است درمراسمی که شهر خوی آذربایجان در سالگرد مولانا بر آرامگاه شمس تبریزی، برگزار می شود، حضور نمایند که در صورت شرکت و اجرای موسیقی نیز، بر زیبایی آن مراسم میافزاید، گرچه حضور  ایشان در این مراسم نباید به صورت مقابله با مراسم قونیه نمایانده شود و البته ایشان به جایگاه بالای خویش در هنر زیبای موسیقی سنتی ایران واقف هستند و هنر شیوهء حضور یا عدم حضور هنرمندانه را نیز استاد بزرگ دارند تا عده ای تنگ نظر آنرا رقابت با قومگرایان ترکیه وانمود نکنند.

    با تاسف پیداست که که سیاستمداران ترکیه در شیوه های قومیتگرایانه و ناسیونالیستی نگاه دگربینانه ای نسبت کردها حتی کردهای ترکیه دارند.

تغییر بهای بنزین بشیوۀ عجیب و معترضانی با شیوه های متضاد

تغییر قیمت ناگهانی بنزین،از تصمیم گیری های بی سابقه است که نظیر این تصمیم گیری را در گذر این سالها دیده نشده است. گرچه در تغییر قیمت پیشین سهمیه بندی بنزین توسط دولت احمدی نژاد نیز حرکتی محیر العقول! انجام شد و آن هم اینکه پیش از زمان قطعی اعلام گران شدن بنزین فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران افراد زیادی را به عنوان اراذل و اوباش دستگیر نموده به ازای جرمهایی که پیشتر یا همان روزها مرتکب شده بودند و بازداشت و تنبیه کردند و برخی شان را تحقیر هم کرد. گرچه تنبیه افراد مزاحم مردم وظیفه پلیس است اما آن اقدام پلیس در آستانۀ افزایش بهای بنزین از دید برخی مردم نیز چندان خوشایند نبود اما بهر حال تدبیری بود در نوع خودش! که آن دولت بکار برد و آیا در نتیجۀ آن بود یا نه، چیز دیگری باعث شد، یا نه! شاید اصلا خود مردم نخواستند  اعتراضی آشکار کنند، بنزین سهمیه بندی و گران شد و اتفاقی نیفتاد.

این دولت نیز باید تدبیری برای خودش بکار میبرد البته تدبیری مثبت اندیشانه! و حداقل می بایست دولت این یارانه ای که به عنوان افزیش بهای بنزین بعد از بروز حوادث پرداخت باید پیش تر میداد یا حداقل تر وعدۀ پرداخت آنرا میداد.

    اما نه، این بار نه از پیش سخن از گران کردن بنزین رفت نه کسانی که احتمال اغتشاش از سویشان می رفت بازداشت شدند، نه وعدۀ جبرانی برای گرانی های بنزینی داده شد  ناگهان در صبح تعطیل جمعه و تعطیل مضاعف بخاطر ولادت پیامبر (ص)  در 24 آبان بهای آزاد بنزین سه برابر و نرخ سهمیه ای یک و نیم برابر شد.

     اما چرا اصلا عده ای اعتراض کردند مگر اعتراص آنها بنزین را به قیمت قبلی باز میگرداند؟ یا اینکه برای آنها نتیجۀ اعتراض مهم نبود و صرفا آنها خواستند نارضایتی و محرومیت خود را نمایان کنند؟ و چرا حزب یا تشکل یا اتحادیۀ خاصی پرچمدار این اعتراض ها نبود؟ آیا انها در موقعیتی از جامعه هستند که با حزب ها و تشکل ها و تریبون ها فاصله ها دارند؟

    و نیز آیا تنها گرانی بنزین است که بر زندگی مردم فشار آورده است؟ یا اینکه نه، شاید کسانی بوده اند که این هنگام تغییر قیمت بنزین را وقت غنیمتی بحساب می آمد که مردم ناراضی را برای تظاهرات هماهنگ کنند؟ و شاید فرقه ای فرصت طلب نیز روزها در کمین بوده اند که اگر روزی مردمی از هر جایی و بهر دلیلی برای تنگی معیشت خود فریادی زدند و دادی خواستند اینها به میدان بیایند و آتش معرکه را برافروزند و چنان آشوبی برپا سازند که حتی آن فریاد دادخواهی مردم محروم هم در غوغای آن گم شود. و در این صورت آیا مقامات مسئول خود نمی توانستند چنین جریانی را پیش بینی و چاره جویی کنند؟ آیا پیداکردن گروههایی که اعتراض ها و دادخواهی های مردم محروم را به سوی اغراض و مقاصد شیطنت‌آمیز خود می کشانند، کار بسیار سختی است؟ 

    چطور شد که اعتراض ها به تخریب و قتل کشانده شد؟ چرا اعتراض های مردم ما شیوۀ اعتراض های عربی یافته است و انگار تقلیدی از جریانهای این روزهای عراق بود؟ مگر وضع امنیتی ایران با عراق و لبنان قابل مقایسه است؟ چرا مثل اروپایی ها و آمریکایی ها اعتراض نمیکردند؟

    آیا چنین نبود که معترضان یکدست و یکسان نبودند و برخی از آنها از موقعیت پیش آمده استفاده کرده و در پی اغراض خود بوده اند؟ یا نیروهایی ضد مردمی در میان آنها رخنه اند؟ 

   اجتماع مختلط معترضین اخیر بویژه  انگیزه و هدف و شیوه متفاوت و متخالف و بلکه متضاد دارند و این تضاد در هدف و انگیزه باعث میشود معترضین واقعی دست از دادخواهی کشیده ونتیجه نگرفته بازگردند تا ویرانگران و تبهکاران درسایه آنها اموال ملت را نسوزانند و فرزندان مردم را بکشند.

 در گفتمان جاری مقامات نیز اعتراضگران به دو فرقۀ معترضان مسالمتجو از سویی و اغتشاشگران و آشوبگران از سویی دیگر تقسیم شوند.

    برای ما هویت اغتشاشگران معلوم نیست ومورد بحث هم نیست اما پرسش این است که مقامات مسئول چرا با همه امکانات و ارتباطات و ثبات سیاسی و منابع و انسجامی که کشور ما دارد چرا مانع ایجاد زمینۀ چنین ویرانی و کشتار نشدند مگر کشور ما مانند کشورهای بی ثباتی وفاقد ساختارِ مطمئن، همچون عراق است که این رویدادهای تلخ رخ دهد. چرا سبک اعتراض و تظاهرات مردم ما مانند اروپا و آمریکا نباشد؟ پیداست که هیچ گروه و حزب و تشکل مشخصی پرچمدار این اعتراض ها نشده است که پاسخگوی پیامدهای آن هم باشد.

     اما کسی که در میان مردم فقیر و کم درآمد زندگی می کند می داند که پول ناقابلی که این روزها به عنوان کمک معیشتی به مردم محروم اختصاص داده شد(و شاید برخی نیز دریافت نکرده باشند)، چقدر نگرانی و نارضایتی آنها را کاهش داد گرچه ممکن است کسانی نظر منفی نسبت به پرداخت پول نقد به این اقشار داشته باشند اما این پول برای آنها مانند یک حقوق ماهانه است البته آنها که خود حقوق نجومی می گیرند این سخن را به سخره می گیرند اما برنامه ریزان اقتصادی باید این سخن را بسیار جدی بگیرند. 

    مردم نارضایتی و ناخرسندی های بسیاری از موارد متعدد دارند . بی نظمی و فساد و بی توجهی به قوانین در اکثر دستگاهها هست اما آنچه مردم می خواهند اصلاحاتی است که به رشد وترقی و عدالت در کشور و اقتدار ایران در منطقه بیانجامد نه تغییر حکومت و نظام سپردن سرنوشت ملت و مملکت به انقلابی دیگر .

    چرا که شرایط سیاسی و امنیتی امروزی و موقعیت کشورمان در منطقه و نقشه ها و توطئه های پیدا و پنهانی از سوی بیگانگان و متأسفانه و همسایگان هم کیشان نیز شاید طرح میشود و کسانی که در کمین فرصت برای تغییر حکومت یا  تجزیۀ ایران یا ارتجاع به رژیم مسقوط پیشین و تضعیف اسلام و تشیع و و بهم ریختن انسجام مسلمانان هستند، این غرضها  الزام میدارد که دفع خطر آنها و ابطال توطئه های آنها و حفظ کیان ایران و سربلندی اسلام باید چنان مدنظر و نگاهداری شود که  ابراز نارضایتی از بیعدالتی ها و ناخرسندی ازمقامات و مسئولان مسئولیت گریز نتواند مسئولان خردمند و مردم‌دار، را از آن وظیفه و باورهای مهم و اقدام صحیح و رضایت‌بخش غافل سازد!